موشک ها به هوا پرتاب می شود.
بازهم معلم است که از زیر چشمان آبی رنگش بچه هارامی پاید
و بازهم از زیر چشمان جذبه بارش است که موج محبت بیرون می خزد.
فریادها به آسمان می رسد
و بازهم معلم است که به فریاد می رسد
و بازهم دست های مهربان اوست که دست تورا می فشارد.
گریه ها جاریست
باز دلداری معلم است
و باز غم دیگری بر دل های ما.
ورقه ها به دست بچه ها می رسد
وباز صدای فریادها و گریه هاست که به هوا پرتاب می شود.
این متنو واسه بچه های داغدار امتحان دیده نوشتم بازم اول خرداد شد،باازم موقع شب بیداری ها واضطراب ها رسید هر چند که امتحانای من تو اردیبهشت شروع شد و4خرداد تموم می شه اما اعتراف می کنم حال و هوای خرداد بازم منو تو خودش غرق کرده...