تبليغاتX
.: لحظه نایاب :.


.: لحظه نایاب :.

خیلی وقته تصمیم گرفتم این وبلاگو حذف کنم اما دلم نیمیومد الانم دلم نمیاد حذفش کنم .

ملودی باران من از این به بعد خشکسالی می گیره.از این به بعد حتی یه قطره بارونم توش نمیباره.

ملودی بارونم قراره اینجا تنها بمونه تا با خودش فکر کنه به غصه هاش به شادیاش به خاطراتش.

می خوام یه وبلاگ دیگه راه بندازم  اون دوست جونایی که می خوان آدرس جدیدمو داشته باشن یه نظر در این مورد واسم بذارن...

خوب دیگه باید برم...

خداحافظ پرفسورای آینده ساز

خداحافظ خط خطیای عسل کوچولو

خداحافظ اتاق ۱/۹

خداحافظ اوشتولونبک...

خداحافظ ملودی باران

خداحافظ تا همیشه...

 

نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت توسط Rain Girl| |

سلام آقای من

این بار هم برایت سراسر خانه را آذین بستم.تمام کوچه چراغانیست.بوی اسفند همه جارا پر کرده.

اینجا چشم های منتظر غوغا می کنند.

پس کجایی مگر می شود در روز تولدت نباشی؟

عزیز مهربانم فردا چشم انتظارت هستم.برایت بغلی از گل نرگس چیده ام.

امام من بیا تا عطر یاس فضای خانه ام را پر کند بیا تا فردا در حضورت تولدت را جشن بگیریم.

عزیز مهربانم تولدت مبارک.

نوشته شده در پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت توسط Rain Girl| |
طراح قالب پیچك دات نت